آژانس هواپیمایی
pop up

دوستش دارم - دوستم داره

شروع موضوع توسط Khepele Sibilo ‏25 فوریه 2008 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. Khepele Sibilo

    Khepele Sibilo کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    1,625
    تشکر شده:
    16
    اگر قرار باشه بين 2 دختر،تنها معيار باقيمونده انتخابتون اين باشه كه يكي از اونها شما رو دوست داره، اما ديد شما نسبت به اون عادي هست، يك دوست ... و دختر ديگه اي كه شما دوستش دارين، اما ديد اون نسبت به شما عادي هست! مثل يك دوست ، كدوم رو انتخاب مي كنين ؟
    چرا ؟

    صرفا علاقه اولي مي تونه مذيتي داشته باشه كه دومي رو فراموش كنين ؟
     
  2. persianalpha

    persianalpha کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏4 جولای 2004
    نوشته ها:
    1,734
    تشکر شده:
    1,283
    محل سکونت:
    Tehran
    دوستم داره رو انتخاب ميكنم چون به شخصه خودم وقتي كسي دوستم داشته باشه منم بعد مدتي دوستش دارم
    اما دوستش دارم ممكنه اون اصلا منو تا اخر هم دوست نداشته باشه
     
  3. sota

    sota کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 آگوست 2003
    نوشته ها:
    207
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    طهرون
    هیچکدوم !
    یکی رو پیدا کن که ارتباطتون متقابلا در یه سطح باشه ;)
     
  4. FrankenStein

    FrankenStein مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏29 جولای 2005
    نوشته ها:
    6,208
    تشکر شده:
    13
    محل سکونت:
    iran-tehran
    پناه میبرم به خدا!!!
     
  5. omidco2

    omidco2 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    630
    تشکر شده:
    1
    تایید میشه ;)
     
  6. alibati

    alibati همکار بازنشسته فروشنده معتبر [؟]

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آپریل 2005
    نوشته ها:
    5,585
    تشکر شده:
    1,294
    محل سکونت:
    تهران
    وارد مسائل پیچیده شدی جوون!
    منم به هیچکدام رای میدم
     
  7. boxilink
  8. Damn

    Damn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,079
    تشکر شده:
    599
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    تا اينجا نظر خوبي نديدم
    اينا كه شما ميگين ايده ال بازيه
    اين دوستمونم نظر منطقي نخاسته فكر ميكنم خودتون تو شرايط بزارين بد بگين
    من ميشينم پيش اون كه دوستم داره و باهاش از اون ميگم كه دوستش دارم
    بعد يه پيك ميريزم به سلامتي اون كه دوستش دارم ميرم تو بغل اونكه دوستم داره
    كه حد اقل من دل كسي نشكنم
    بعدم يه سيگار ميكشم و فش ميدم به زمونه
     
  9. Damn

    Damn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,079
    تشکر شده:
    599
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    تا اينجا نظر خوبي نديدم
    اينا كه شما ميگين ايده ال بازيه
    اين دوستمونم نظر منطقي نخاسته فكر ميكنم خودتون تو شرايط بزارين بد بگين
    من ميشينم پيش اون كه دوستم داره و باهاش از اون ميگم كه دوستش دارم
    بعد يه پيك ميريزم به سلامتي اون كه دوستش دارم ميرم تو بغل اونكه دوستم داره
    كه حد اقل من دل كسي نشكنم
    بعدم يه سيگار ميكشم و فش ميدم به زمونه
     
  10. pirmard

    pirmard Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2007
    نوشته ها:
    837
    تشکر شده:
    3
    دوتاییشون رو نمی تونی بگیری ؟ :دی

    ولی کلا از من می شنوی زن نگیر .
     
  11. Bhrzk

    Bhrzk مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 آگوست 2005
    نوشته ها:
    10,543
    تشکر شده:
    3,020
    محل سکونت:
    توی جیب کوچولوت
    منم پس از اینکار سر میگذارم به بیابون ...
     
  12. omidco2

    omidco2 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    630
    تشکر شده:
    1

    یعنی مشکلشو میاد اینجا میگه که نظر غیر منطقی بشنوه ؟ :blink::wacko:

    کسی که خودشو جای ایشون بذاره بهترین روش رو انتخاب میکنه که دو روز بعد پشیمون نشه!
     
  13. balabala

    balabala کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2005
    نوشته ها:
    7,348
    تشکر شده:
    1,321
    محل سکونت:
    یه خورده اونورتر
    عشق باید دو طرفه باشه پس هیچ کدوم :دی
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. aurora

    aurora Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏19 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    185
    تشکر شده:
    6
    محل سکونت:
    In man's world
    مسئله چیه این وسط اونوقت؟ دوتا آپشن که بیشتر نیست.
    1- تو اونو دوست داری... اون دوستت نداره... میری خواستگارتیش... میگه نه من تورو مثل یه دوست دوست دارم بعد دچار بحران روحی میشی میای اینجا بد و بیراه میگی به هرچی دختر و عشق و عاشقیه!
    2- تو اونو دوست نداری ولی اون تورو دوست داره... اون وقت وقتی دوستش نداری ...مگه خر گازت گرفته که به این موضوع فکر میکنی؟

    نتیجه: تو هیچ آپشنی نداری... تکلیفت هم معلومه

    :lol:
     
  16. SEP/\H/\N

    SEP/\H/\N Pocket PC کاربر فعال کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏17 ژوئن 2005
    نوشته ها:
    982
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    North of the river
    به اون که دوستت داره بگو بره مخ اونی که دوستش داری را برات بزنه :snitch:
     
  17. ali_tk

    ali_tk Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏6 دسامبر 2007
    نوشته ها:
    164
    تشکر شده:
    19
    برو سراغ اونی که دوستش داری. اون هم بالاخره یه روزی عاشقت میشه! مگه اینکه از تو بدش بیاد ولی همانظوری که گفتی احساسش نسبت به تو عادیه
     
  18. omidco2

    omidco2 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏12 نوامبر 2006
    نوشته ها:
    630
    تشکر شده:
    1
    خوب اونم ممکنه یه روزی یکی دیگرو غیر از ایشون رو دوست داشته باشه و ایشون رو ول کنه بره سراغ کسی که دوستش داره ! ;)
     
  19. Khepele Sibilo

    Khepele Sibilo کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    1,625
    تشکر شده:
    16
    توو پروژه اي،با مهندسي آشنا شدم كه 35 سال سن داشت،يك بار سر صحبت باز شد و از ايشون به شوخي پرسيدم انشاالله كي شيريني مي خوريم! خيلي ساده جواب داد من حتي دوست دختر هم ندارم و حوصله هيچكدوم از دختر ها رو هم ديگه ندارم! يعد چند حرف و دليل منطقي گفت! جوابي نداشتم!
    چيزي كه گفت اين بود كه تا مي تونين توو سن پايين ازدواج كنين! يا لااقل به هيچوجه زندگي رو بدون داشتن دوست دختر نگزرونين! (اشتباهي كه من خودم دارم مي كنم)
    دليلي هم كه آورد اين بود كه گفت ازدواج يعني عشق،عشق يعني جنون! جنون يعني ديوانگي! شما عملا بايد ديوانه يك دختر بشين و براي با اون بودن،چشمتون رو روو همه چيز ببندين! در اين صورت هست كه هزاران مشكل بعد از ازدواج رو نمي بينين !!! باز سنگين مسئوليت و و و ...
    مي گفت 20-25 سالتون كه هست ازدواج كنين! چون غير از اون بعدا احساس بي نيازي مي كنين!!!!!
    سن كه زياد ميشه،حتي يك ديوانه ! عقلش زياد مي شه! چه برسه به ماها !!!!‌اين جنون و عشق بي عقلي توو وجود همه ماها از بين ميره! عملا به جاي اينكه چند ثانيه آرامش بخش با همسر جلوي چشمتون براي ديدن بار هاي سنگين مسئوليت رو بگيره،تنها چيزي كه توو وجود يك دختر ميبينين،مسئوليتي هست كه به شما اضافه مي كنه! اينكه خيلي از آزادي هاتون گرفته ميشه! به جاي اينكه مثل 20 سالگي بگين ما فقط با هم باشيم،حالا ديگه بقيش مهم نيست! اينبار ميگين به دليل اينكه ممكنه خدايي نكرده شبي پيش بياد كه مجبور شيم شام جاي كباب! نون پنير بخوريم و من پيشش شرمنده شم! پس بيخيال!!!!!
    راستش من شايد 35 سالم نباشه،اما توو 27 سالگي من هم الان اونقدر با دختر نبودم،كه وقتي مي خوام به اين موضوع فكر كنم،با خودم مي گم بيخيال!‌ آقاي خودمم، بي دردسر،چيزي هم كم ندارم! نون و پنير صبحم از كيك و شيريني دست پخت دختري كه دريايي از مسئوليت برام هست خوشمزه تره! وقتي به ازدواج و مسئوليتش و خانواده طرف مقابلم و ... هزاران موضوع ديگه فكر مي كنم،چند ساعت لذت 5شنبه شب ها برام هيچ آرامش و انگيزه اي نمياره!
    مشكلي كه داره خفم مي كنه اينه كه هيچ چيزي رو توو زندگيم كم نميبينم كه بخوام به ازدواج فكر كنمو نياز بدونم با اين كار حلش كنم!!‌(بي شك هزاران موضوع رو كم دارم! عقلا مي دونم! مي دونم بعدها دچار مشكل خواهم شد اما چون الان هيچي كم ندارم ... مي دونم آدمي كه 50 سالشه اگه بچه و حاصل زندگي بقيه رو ببينه، از اينكه خودش تنهاست احساس ... مي دونم خدا رو شكر الان سايه مادرم روي سرم هست و اگر زبونم لال ... احساس مرد شدني كه بعد از ازدواج به آدم دست مي ده ديد و كل زندگي رو عوض مي كنه و و و ... اما ...)
    مي دونم همون احساس مسئوليتي كه زن با خودش مياره،جلوي خيلي از اطلاف وقتهام رو ميگره،خيلي محكم ترم مي كنه ! زندگي رو برام عوض مي كنه! اما حس بي نيازي ...
    دلم مي خواست يك تاپيك باز كنم انگيزه و اون نيازي كه ديگران يه خاطرش ازدواج كردن رو بپرسم،اينكه الان كه ازدواج كردين،آيا به چيزهايي كه مي خواستين رسيدين ؟ آيا اون لحضه كه دل بستين،عشق به وجود اومده جلوي ديد شما براي آرزوها و آرمانهايي كه قبل از ازدواج دنبالش بودين رو گرفت يا اينكه با اون معيار ها كسي رو پيدا كردين ؟ اينكه راضي هستين يا :p ...
    اما مي دونم سرانجامي نخواهد داشت
    از كمك و جواب همه ممنونم :) در حقم لطف كردين

    پ.ن. : به طور حتم مثالهايي كه زدم فقط يك سري مثال ساده بود! نه اينكه به فرض كسي ايراد بگيره كه ما براي كيك صبحانه ازدواح نمي كنيم كه حالا كه نون پنيره خوشمزه تره ... فقط مي خواستم با چند مثال بگم كه كل ابعاد زندگيم رو به همين شكل بي نياز ميبينم!
     
  20. reza395

    reza395 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏8 می 2006
    نوشته ها:
    573
    تشکر شده:
    1
    باید این دو تا را با هم merge کنی :دی


    ----

    عجب ادبیات جالبی , اینها را خودت نوشتی ؟

    "...پروردگار محترم ؛ نظر به اينکه طي بررسي هاي به عمل آمده توسط اينجانب ، عليرغم تمام نعمات و الطاف حضرتعالي در مراحل مختلف زندگي به اين حقير ، به هيچ جايي نرسيده و موجبات شرمساريِ نسل بشريت را فراهم آورده ام ، خواهشمند است پيرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرينش، مورخ1/1/1 ، منعقده فيمابين ابر جد اينجانب مشهور به «آدم» و حضرتعالي استعفاي اين حقير را از مقام «انسانيت» بپذيريد بديهي است مِن بعد اينجانب هيچ گونه مسووليتي در قبال انساني بودن رفتار و گفتار خود نمي پذيیرم..."
     
  21. sota

    sota کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 آگوست 2003
    نوشته ها:
    207
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    طهرون
    معنی نظر خوب رو هم فهمیدیم :p
    شما زیاد فیلمای قدیمی نبین ;)
     
  22. 'golsa

    'golsa کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2008
    نوشته ها:
    62
    تشکر شده:
    7
    محل سکونت:
    tehran.yusef abad
    بچه ها بذارین یک داستان بگم که البته واقعیه

    تو دانشگاهمون و تو کلاس ما یک پسره بود که اسمش علی بود

    اون عاشق دوست من بود که اسمش ساراست

    سارا عاشق یک پسر دیگه تو کلاسمون بود که اسمش کاوه ست

    حالا کاوه عاشق کی بود؟

    یک دختر دیگه که تو یک کلاس دیگه بود

    حالا لابد می گین این ها رو من از کجا می دونم

    اخه هم علی اومد به من گفت با سارا حرف بزنم وبگم دوستش داره و هم کاوه اومد گفت به سارا بگو دست از سرم

    برداره

    اعصاب برای هیچ کس نمونده بود

    منم این وسط شده بودم واسط و میانجی

    خلاصه دل همه شکست و هیچ کس به اونی که می خواست نرسید

    از این ماجرا ها همه جا زیاده

    من فکر می کنم باید عشق 2 طرفه رو پیدا کنیم

    باور کنین یک طرفه بی فایدس