آژانس هواپیماییexchanging

زندگی سگی

شروع موضوع توسط batoobato ‏26 جولای 2010 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    5,277
    سلام حال همه ی ما خراب است تو باور کن حال ما خراب است وقتی احساس میکنی هیچ کنترلی روی وقایع دوروبرت نداری احساس بدی داره..........
    می دانم حال ما خراب است وقتی احساس میکنی وقت بسیار داری ولی کاری برای انجام دادن نداری......احساس مرگ میکنم وقتی خیلی تلاش میکنم ولی کوچکترین اثری در مشکلم ندارد.....حتی یک نیم نگاهم به من نمیکنند.....

    سر به سرم نگزارید مگر میشود توی این همه مشکلات زندگی کرد باشه گریه نمیکنم ولی با دیدن حال من و شما هم مردمان دنیا گریه میکنند.....
    هنوز هم میدانم هیچ نامه ای به مقصد نمیرسه هیچ دستی در دستم نمیماند هنوز میدانم برای یک لقمه نان باید صبح تا شب سگ دو بزنم و سخت بدست بیارم و راحت از دست بدهم هنوزم میدانم هوای خانه مان پر گریه است..............هنوز هم میدانم به زودی اسم یکی از کوچه ها به نام برادرم خواهد شد شهید..........
    اسم تمام کسانم را فراموش کرده ام حتی رنگ روسری تو را هم فراموش کرده ام...................بر روی گوشیم حتی میس کال غریبه ای هم نمی افتد ............چه کسی رو متهم کنم یقه کی رو بگیرم...............راهم را گم کرده ام یادت است از کجا آمدم......تو یادت هست من که هستم...............مردمان بیچاره ی سرزمین من هوای تازه میخواهند
    یادت هست نشانه ی میهن من همین گندم سبز بود........گندم در باغچه پدریمان خشک شد حتی اشک مادرمان هم نتوانست گندم را زنده و سرحال نگه دارد........
     
    Last edited: ‏26 جولای 2010
  2. elham-elaine

    elham-elaine کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏27 ژوئن 2009
    نوشته ها:
    20
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    islamic republic of .....
  3. elham-elaine

    elham-elaine کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏27 ژوئن 2009
    نوشته ها:
    20
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    islamic republic of .....
    ولی خدا وکیلی این زندگییه ما داریم.....!!:(
     
  4. MasoudM

    MasoudM Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 جولای 2008
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    602
    محل سکونت:
    in the shadow of the statue
    ما زندگی نمیکنیم ... زندگی ما را .... :hmm:
     
  5. اسدالله

    اسدالله Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏14 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    16
    تشکر شده:
    0
    محل سکونت:
    قصابی
    جفون انقده دم از نا امیدی نزن . اوسات جفون که بود نونه یه عایله که سهله نونه یه دهو در می آورد . خدمتت عرض کونم که حاجیت از صب تا شب پست این تلیلی دافش بود از بندر بار میورد شهر . جفوون دم از نا امیدی نزنو برو تو دل مشکلات ... تهش یا وضعت خوب می شه یا مث ما یه قصابی می زنی ته بازارچه زنا مردومو دید می زنی
     
  6. Ronan

    Ronan Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2006
    نوشته ها:
    6,276
    تشکر شده:
    910
    محل سکونت:
    Tehran
    زندگی خیلی توپه ... جدا میگم بی نظیره ... باهاش حال کنید تا باهاتون حال کنه ... یهو میبینی دنیا بهشت میشه

    خدایی شدید دارم حال میکنم :) دم خدا گرم :)
     
  7. appbannerkhuniresbanner
  8. مهدی1359

    مهدی1359 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آگوست 2009
    نوشته ها:
    55
    تشکر شده:
    2
    محل سکونت:
    IN HISTORY
    وقتی بجای گل باتوم به دست می گیرند........وقتی بجای خنده وشادی در فضای آزادی طنین مرگ...مرگ در کوچه ها وخیابانها می پیچد وبجای شعر وترانه ولبخند ....رگهای ورم کرده وعربده های هولناک ورقص قداره ها تو را استقبال میکنند....وقتی نانت را می برند وایمانت را می کشند...............صدای خرد شدن استخوانهای ملتی را زیر شلاق استبداد می شنوم
     
  9. veldahan

    veldahan کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 جولای 2010
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    زندگی سگی ....از وبنوشت های جمالالدین معتضدیان ...ولدهنی http://www.veldahani.blogfa.com

    از اینم بدتر! سگ جماعت جون به جونش کنی ولگرده ,ولگردم که باشی لااقل روزی 4 تا سوژه واسه نشخوار فکری میبینی و روحت شاد میشه , من و ما چی؟ از صبح کله سحر که خوابیم تا بوق سگی که مث جغد بیداریم سگ تر از هر سگی زندگی میکنیم.

    علی الحساب همین طویله ای هم که یه قشون "زهاد" و "ملا" و "عباد" و "معتاد" و "چله نشین" و "خوشخواب" و "بیمار" داره؛ تا چشم کار میکنه و عقل کفاف میده زندگی سگی و زندگی سگی و زندگی سگی...

    یه جماعت و واستون صف میکنم از جوجه آخوند و خاله شلخته ها و حاجی تسبیح به دست ها که احکام "شستشو" و "خورد و خوراک" و "نجاست" و "قداست" و "کراهت" و "خواب و بیداری" رو مث بلبل تو 14 روایت بلغور میکنن و 10 تا 70 کیلوییشون و که عصاره بگیری دریغ از یه مثقال عقل و شعور که در بیاد. اما خوبیش اینه که مثل خاکشیر میمونن و با هر مزاجی سازگارند,سرد و گرمشون مال خودشونه و خروسخون که پا میشن تا دم غروب "ذکر شاه عبدلعظیم" و "احکام خاکمالی" و "زیارت اهل قبور" از بر میکنن و بزنی تو سرشون صداشون در نمیاد ؛در مستی خود سرگردانند

    یه گله هم که اخیرا کوچیک و بزرگ نمیشناسه عوالمشان از ما زمینی ها جداست و با سیگار و سیگاری و بنگ و حشیش کامروا میشن و به "معراج" میرن, یکی در میون بینشون یه مخایی هم پیدا میشن ولی حیف که از مردی و مردونگی افتادن؛ فقط کام که میگیرن و "پک" که میزنن از "رستم زابل" تا "محمد علی کلی" رو فیتیله پیچ میکنن و خاک میکنن ؛ ولی شارژشون که تموم شه نوکر همون یه نخ میشن...بعد از یه 50-60 سال که اکسیژن گرفتن و دی اکسید کربن کردن تو هوا وقتی مردن, سگ لاششون و بخوره پس میفته...

    از این مدل آدم ها و زندگی ها زیاد سراغ دارم که اگر بخوام همشو بگم...حوصلتون سر میره و لابد میگین فلانی خشت میماله

    اما بگذارید ببینیم چی شد که اینجوری شد؟ یعنی چی شد که زندگیمون سگی شد؟

    شاید تقصیر خودمون بود , گوش به حرف این و آن دادیم...

    سهراب آمد و از سبزی پاک کردن مادرش و دختر بالغ همسایه گفت و همه عارف شدیم و فیلمان هوای "هندوستان" کرد.

    شاملو خواندیم برایمان از "نازلی" گفت و تکرار کرد : "گلکو می آید" گفتم بشین تا بیاید! خواندیم و خواندیم و خواندیم و گفتیم شاعر آزادیست ؛ گفتند آمریکاییست و گلکو هم لابد "جنیفر لوپز " یا "پاملا اندرسون" است.سنگ قبرش را شکستند و فاتحه آزادی را خواندند.

    شریعتی آمد از "علی" و "فاطمه" گفت و بی برو برگرد گفتند از شوروی پول میگیرد که بگوید : "فاطمه فاطمه است" کمونیست است و به پوچی هم رسیده ! تا که بنده خدا کتاب نوشت و جار زد که : کمونیست نیستم!

    گفتیم بیخیال؛ "جلال" و "جمالزاده" را داریم . به ترک دیوار هم خندیدیم و به " صحرای محشر"مان بردند و "فلک"مان کردند.

    کنج عزلت برگزیدیم...روزی 100 بار سه قطره خون را خواندیم و نفهمیدیم حتی نفهمیدیم "صادق" چرا "تیغ" خورد!

    ادعای روشنفکریمان شد و "تاریخ فلسفه" خریدیم و پای حرف "ویل دورانت" نشستیم به "نیچه" که رسیدیم به سبیلش خندیدیم که : کشیش زاده است و به خدا و پیغمبر رحم نمیکند!

    "کانت" دیگر حتما کارمان را راه می انداخت...اما نخوانده پس زدیم و گفتیم :

    عقاید "نئوکانتی" از آن تو "شقایق نرماندی" از آن من

    گفتیم دنبال "شقایق محسن" را بگیریم شاید به جایی رسیدرفتیم و رفتیم و آخر گفتیم : "آخرت سگ خور"

    نخواستیم ! بگذارید با خیام بنوشیم و خوش باشیم که :

    این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

    مسئله این بود که دل و جگر نوشیدن و "حد" خوردن و پای لرزش نشستن را نداشتیم و این شد که :
    آخرتمان را سگ خورد و زندگیمان هم سگی شد
     
  10. Damn

    Damn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,079
    تشکر شده:
    599
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    البته اگر بخای واقع بین باشی سگ یه چند قدمی جلوتره
     
  11. ROOZBEH33

    ROOZBEH33 مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏3 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    928
    تشکر شده:
    354
    محل سکونت:
    Sacramento, CA
    اي آنکه به اقبال تو در عالم نيست.........گيرم که غمت نيست، غم ما هم نيست؟!.....


    البته من علاوه بر خودم دلم به حال مملکت و کل جوونا و استعداد هاي حيف شده اش هم مي سوزه

    من از بي نوايي ني ام روي زرد........... غم بي نوايان رخم زرد کرد
     
  12. alibati

    alibati همکار بازنشسته فروشنده معتبر [؟]

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آپریل 2005
    نوشته ها:
    5,585
    تشکر شده:
    1,294
    محل سکونت:
    تهران
    یاد فیلم بعدظهر سگی افتادم !
    گفتن این حرفها دردی رو دوا نمیکنه !
    گر تو نمی توانی تغییر ده قضا را (یه همچین چیزی بود)
     
  13. hojatshabani

    hojatshabani Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏26 ژوئن 2008
    نوشته ها:
    1,042
    تشکر شده:
    141
    محل سکونت:
    پس پوشت
    اخ انقده دلم میخواست یه جزیره بگیرم بعد توش خونه درست کنم قوانینشم خودم بزارم که همه فقط حال کنن

    انقده خوبه
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. veldahan

    veldahan کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 جولای 2010
    نوشته ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    آره والا
     
  16. batoobato

    batoobato کاربر فعال خاطرات کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2005
    نوشته ها:
    1,569
    تشکر شده:
    5,277
    سگ به راحتی جفت میگیرد که ما این امکان را هم نداریم...دی:D
     
  17. Damn

    Damn Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 سپتامبر 2007
    نوشته ها:
    3,079
    تشکر شده:
    599
    محل سکونت:
    sin country / El Alamein / normandie /In Lousy tim
    نه حسین جون وجوه دیگه ای هم هست که خیلی بیشتر به چشم میخوره
    من دیروز واقعا احساس میکردم در نقش یه سگ مرده دارم زندگی میکنم
    الان حس و حالش ندارم اگر شد بعدا مفصلا به برتری این موجود با ارزش میپردازیم :ی
     
  18. Pixelweb

    Pixelweb Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 می 2009
    نوشته ها:
    1,297
    تشکر شده:
    80
    محل سکونت:
    Shiraz
    دل من گرفته زین جا...
     
  19. ocarina4

    ocarina4 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏3 دسامبر 2007
    نوشته ها:
    186
    تشکر شده:
    25
    محل سکونت:
    مشهد
    عصر دود و آهن
     
  20. sіπa

    sіπa Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 فوریه 2010
    نوشته ها:
    1,640
    تشکر شده:
    2
    قبلا یه نفر اینکارو انجام داده منتها جزیره نبوده:
    http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=86445
    شما فکر کنم تاپیکو اشتباه اومدی:
    http://forum.persiantools.com/t141803-page6.html
     
  21. Love_life

    Love_life Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏10 فوریه 2010
    نوشته ها:
    3,718
    تشکر شده:
    967
    محل سکونت:
    دور نیست
    همیشه گفتم ، ما مردگان زنده اییم !
     
  22. balabala

    balabala کاربر قدیمی پرشین تولز

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2005
    نوشته ها:
    7,350
    تشکر شده:
    1,321
    محل سکونت:
    یه خورده اونورتر
    [​IMG]