آژانس هواپیمایی
tanki

شهر قصه

شروع موضوع توسط mehryar ‏13 ژوئن 2007 در انجمن تئاتر و سینما

  1. mehryar

    mehryar فروشنده معتبر [؟]

    تاریخ عضویت:
    ‏6 آگوست 2004
    نوشته ها:
    1,299
    تشکر شده:
    251
    محل سکونت:
    Tehran
    سلام
    بله درست حدس زديدموضوع اين تاپيك اثر زيبا وماندگار بيژن مفيده:D خيلي از دوستان اين اثر زيبا رو شنيدن
    ويا ديدن وخيلي ها هم ممكنه با اون آشنايي نداشته باشن
    من متن زير كه بخشي از مصاحبه بي بي سي با خانم جميله ندايی يعني همان خانم راوي داستان
    است و كاملشو ميتونيد در ادرس زير بخونيد براي اين دوستان ميذارم:
    "شهر قصه" داستان شهريه که آدم های اون بر يک سری حداقل ها و داشتن يک زندگی ساده سازش کردن. اين آدم ها با يک معيار ضد انسانی زندگی می کنن. ضد انسانی به اين معنی که تو نتونی زندگی خودت رو اونجور که دلت می خواد ادامه بدی و قوانين، خرافات و فرهنگ مبتذل به تو تحميل بشه.

    يک فيل از خارج شهر به اين شهر وارد می شه. همه حيوانات اين شهر به دور فيل ميان و با موذی گری سر اين فيل رو کلاه می ذارن و هر چيز با ارزشی که داره ازش می گيرن. حتی سعی می کنن که هويت اين فيل رو عوض هم کنن. خرطومش رو می کنن و بين خودشون تقسيم می کنن. عاج های اون رو هم می کنن و تبديل می کنن به شاخ!
    [​IMG]

    http://www.bbc.co.uk/persian/arts/story/2004/11/041127_she-shahre-gheseh.shtml
    آخرش که فيل ديوانه می شه، تصميم ميگيره بخونه که "حمومی هويتم رو بردن، عاجم رو بردن. خير نبينی حمومی که من به اين روز افتادم ..." در واقع اينجای داستان آگاه می شه که ديگه فيل نيست!
    اينم لينك هاي اين اثر زيبا اميدوارم گوش بديد ولذت ببريد:
    http://rapidshare.com/files/36976961/Shahreh_Ghesseh_-_Part1.mp3.html
    http://rapidshare.com/files/36978205/Shahreh_Ghesseh_-_Part2.mp3.html
    http://rapidshare.com/files/36979303/Shahreh_Ghesseh_-_Part3.mp3.html
    http://rapidshare.com/files/36980009/Shahreh_Ghesseh_-_Part4.mp3.html
     
  2. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    اینا آدمو یاد کوتی و موتی میندازند ! :D


    http://www.youtube.com/watch?v=CHiaWMr2S7w


    بیژن مفید، آرتا داوری، فریده رضوی، السا، تورج، افروز، بیژن، مونا، رافائل، موژان، نسیم، نیما، حمید، ندا، مانیا، علیرضا
    صدا «کوتي و موتي»
    نويسنده و کارگردان: بيژن مفيد
    کوتي: فريده صابري
    موتي: نيما گرگين
    پدر کوتي: رضا رويگري
    مادر کوتي: هنگامه ياشار
    پدر موتي: سيروس ابراهيم‌زاده
    مادر موتي: آذر دانشي
    نقش الاغ: بهمن مفيد
    نقش گاو: رضا ژيان
     
  3. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
  4. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    125
    محل سکونت:
    Persian Empire
    آخى، شهر قصه، يادش بخير [​IMG]

    جايزه تون: يه يخچال، يه قورى، راديوى برق و باترى [​IMG]


    ولى فکر ميکنم بايد منتقل بشه به بخش هنرهاى ‌نمايشى چون هرچى باشه نمايش بوده و جنبه ى تئاتريک داره ^_^
     
  5. Persiana

    Persiana مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2005
    نوشته ها:
    4,194
    تشکر شده:
    125
    محل سکونت:
    Persian Empire
    اينم فايل pdf نمايشنامه ى شهر قصه :happy:
     
  6. mehryar

    mehryar فروشنده معتبر [؟]

    تاریخ عضویت:
    ‏6 آگوست 2004
    نوشته ها:
    1,299
    تشکر شده:
    251
    محل سکونت:
    Tehran
    دست شما درد نكنه بابت متن pdf الان خيلي كاملتر شد:D
    من فايل هاي شاپرك خانم رو هم دارم كه الان متاسفانه نميدونم كجاي هاردمه:wacko: ولي در اولين فرصت
    ميگردم واونرو هم براي استفاده دوستان آپلود ميكنم
     
  7. خرید بیت کوین
  8. ♪PSA♪

    ♪PSA♪ کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏26 جولای 2006
    نوشته ها:
    29
    تشکر شده:
    0
    هم سن و سالهای من حتما با تاتر شهر قصه برخوردی داشتن و از لطایف اون لذت بردن.

    من فایل متن این نمایش قشنگ رو، که هم در زمان قبل از انقلاب و هم بعد از آن ممنوع بوده براتون اینجا می گذارم.

    ضمنا فایل های تئاتر اون رو هم با فرمت ram. برتون می ذارم. خیلی قشنگه.



    فایل متن :

    http://www.sendspace.com/file/kg418w



    فایلهای صوتی:

    فایل 1 :

    http://www.sendspace.com/file/66d3ag



    فایل 2 :

    http://www.sendspace.com/file/eazein



    فایل 3 :

    http://www.sendspace.com/file/pc2x8l



    فایل 4 :

    http://www.sendspace.com/file/qkzu4j
     
  9. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    سپاس از دوستان عزیز، منکه خودم هر زمان شهر قصه را گوش میکنم برایم تازگی دارد.

    [​IMG]

    این هم زندگی نامه بیژن مفید ( یادمان بیژن مفید و یادی از شهر قصه )

    [​IMG]

    و نیز معرفی ایفاگران نقش های مختلف در تاتر شهر قصه.

    [​IMG]
     

    فایل های ضمیمه:

  10. Mahmoud58

    Mahmoud58 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏29 نوامبر 2005
    نوشته ها:
    848
    تشکر شده:
    7
    انگار من نمی بایست کوتی و موتی رو اینجا بذارم ! :( فکر کنم جزء شهر قصه نباشه !!! :(:eek::wacko:
     
  11. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    368
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    يك اثر فوق العاده!

    من اون رو يكي از ماندگارترين آثار در زمينه هنرهاي نمايشي ايران ميدونم!
    تحليل كم نظير و نقد بي نظير اون از جامعه ايران بسيار زيباس!
     
  12. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    مجموعه‌ای از تصاویری که در زمان اجرای نمایشنامه شهر قصه در «جشن هنر شیراز» از بازیگران روی صحنه گرفته شده است. عکس‌ها از کتاب «شهر قصه» نشریه شماره 2، انتشارات «سازمان جشن هنر شیراز ـ تخت جمشید»، سال 1348 برگرفته شده است.

    نمونه ای از عکس ها :

    [​IMG] [​IMG] [​IMG]
     

    فایل های ضمیمه:

  13. AzhyDehAk

    AzhyDehAk مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2006
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    [​IMG]

    (گفتگو با خانم جميله ندايی در پاريس . خانم ندايي، گوينده يکی از معروف ترين نمايش های موزيکال ايرانی به نام "شهر قصه")
    متن مصاحبه از بي بي سي عكسها همه از آرشيو عكس خانم ندايي.
    ----------------------------------------------------------
    خانم جميله، برامون از آقای بيژن مفيد بگين که "شهر قصه" رو ساختن.

    بيژن شانس اين رو داشته که در ۱۸ سالگی به هنرستان هنرپيشگی بره که يک چيز جديدی از نظر آموزش تئاتر بود. توی خانواده هم، پدرش عاشق تئاتر بود و اين حس رو به بيژن هم منتقل کرده بود. بيژن بعد از هنرستان وارد دانشگاه می شه و رشته ادبيات انگليسی رو می خونه و به همين خاطر زبان انگليسی اش خيلی خوب بود.


    [​IMG]
    بيژن مفيد​

    نکته مهمی که در بيژن وجود داشت، مسئله جستجو و کنجکاوی وحشتناک اون نسبت به همه چيز بود! يک سرکشی فوق العاده ای داشت که به هيچ صراطی مستقيم نبود. اين سرکشی بيژن، برای نسل ما که جوون تر بوديم جالب بود. اعتقاد بيژن اين بود که زبان فارسی، زبان شعره و نمايش ايرانی بايد به زبان شعر باشه و به همين خاطر "شهرقصه" رو به اين صورت کار کرده بود.

    آقای مفيد چطوری با فرهنگ عاميانه ارتباط داشتن؟

    اون روزها بيژن در محله مردمی در تهران زندگی می کرد که جای شلوغی بود. قهوه خونه ها هم جايی بود که می شد رفت نشست و با مردم بود. بيژن توی اين محلات يکی از دروس تئاتر که مشاهده و مطالعه است رو آموخته بود. بيژن توی "شهر قصه" تمام اين تجربيات رو استفاده کرد. هر جمله ای که توی "شهر قصه" هست، سال ها روش کار شده. در واقع بيژن از سال ۱۳۴۴ روی متن نوشته ها، صدا و موسيقی اين اثر کار می کرد. کاری که ما سال ۱۳۴۷ بر روی صحنه اجرا کرديم.

    [​IMG]
    متن شهر قصه با دست خط بيژن مفيد.( از آلبوم خصوصی جميله ندائی) ​

    صدای خودشون هم توی شهر قصه هست؟
    بله. صدای روباه، شتر و گربه که نقش درويش رو بازی می کنه، صدای بيژنه.

    آقا موشه چی؟
    صدای آقا موشه، صدای برادر بيژن، هومن مفيد هست که اون موقع ۱۲ سالش بود. اما آوازها، موسيقی و تنظيم همه آهنگ ها مال بيژن و با صدای خودشه.

    جالبه من فکر می کردم بعضی از اين آهنگ ها از آهنگ های محلی بوده!
    نه اصلاً. تمام اين آهنگ ها رو بيژن ساخته. منتهی انقدر حال و هوای زندگی داره که آدم فکر می کنه يک جای ديگه اون رو شنيده!

    [​IMG]
    گروه بازيگران شهرقصه از آلبوم خصوصی جميله ندائی​

    لطفاً برامون درباره "شهر قصه" بگين.

    "شهر قصه" داستان شهريه که آدم های اون بر يک سری حداقل ها و داشتن يک زندگی ساده سازش کردن. اين آدم ها با يک معيار ضد انسانی زندگی می کنن. ضد انسانی به اين معنی که تو نتونی زندگی خودت رو اونجور که دلت می خواد ادامه بدی و قوانين، خرافات و فرهنگ مبتذل به تو تحميل بشه.

    يک فيل از خارج شهر به اين شهر وارد می شه. همه حيوانات اين شهر به دور فيل ميان و با موذی گری سر اين فيل رو کلاه می ذارن و هر چيز با ارزشی که داره ازش می گيرن. حتی سعی می کنن که هويت اين فيل رو عوض هم کنن. خرطومش رو می کنن و بين خودشون تقسيم می کنن. عاج های اون رو هم می کنن و تبديل می کنن به شاخ!

    [​IMG]

    آخرش که فيل ديوانه می شه، تصميم ميگيره بخونه که "حمومی هويتم رو بردن، عاجم رو بردن. خير نبينی حمومی که من به اين روز افتادم ..." در واقع اينجای داستان آگاه می شه که ديگه فيل نيست!

    پس اينکه فيل "حمومی" رو مورد خطاب قرار می ده، قصد بخصوصی نداشته و اين فقط يک اسمه؟
    بله دقيقاً. می تونست بگه مثلاً "ستاره آی ستاره" !!!

    [​IMG]
    بيژن مفيد​

    نتيجه اخلاقی "شهر قصه" چيه؟
    در يک جامعه ای که جوون رو خفه می کنن، زمانی که بخوای اعتراض کنی، در واقع همه چيزت رو از دست ميدی.

    آيا شما حق انتشار CD ها و کاست های شهر قصه رو تصويب کردين؟
    نه! نه خود بيژن، نه من و نه بچه های بيژن که وارثينش هستن حق تاليفی نداده ايم. سوداگری های لس آنجلسی باعث شد که از کارهای بيژن خيلی سوء استفاده بشه.

    [​IMG]

    لطفاً برامون از آشنانی خودتون با آقای بيژن مفيد بگين، آشنائی ، حتی جدائی و عشق و عاشقی!؟

    زندگی عاشقانه من با بيژن، هرگز از زمانی که شروع شده، تموم نشده و تموم هم نخواهد شد. من کلاس هفتم، ۱۲ ساله بودم که در پيش آهنگی تئاتر کار می کرديم. در اونجا با بهمن مفيد، برادر بيژن آشنا شدم. در پيش آهنگی، يکی از نمايش نامه های پدر بيژن رو با نام "رستم و سهراب" اجرا کرديم.
    من از طريق بهمن با بيژن آشنا شدم. بيژن ابتدا مثل يک معلم برای من بود. کم کم اين رابطه به زندگی عاشقانه تبديل شد و بعد از دو سه سال با هم ازدواج کرديم که ثمره اون دو پسر بوده، مزدا و نيما. در سال های انقلاب از بيژن جدا شدم ولی دوست باقی مونديم ولی شرايطی پيش آمد که تا روز مرگش نديدمش.

    [​IMG]
    جميله ندايي همسر بيژن مفيد و گوينده شهر قصه​

    در سال ۱۹۸۰ ميلادی. بعد از اينکه حجاب در ايران اجباری شد، من وارد جنبش زنان شدم و ايران رو ترک کردم و به پاريس آمدم. از اون به بعد هيچوقت بيژن رو نديدم .
    بيژن سال ۱۹۸۱ از ايران به قصد آمدن به فرانسه خارج شد که متاسفانه به او ويزا ندادن. بعد از اون برای ديدن برادرش به آمريکا رفت و همون جا موند. در اونجا هم سعی کرد تئاتر کار بکنه. توی اين مدت افسردگی وحشتناکی داشت و متاسفانه در بيمارستان فوت کرد.
    زمانی که در بيمارستان بود به ما ويزای آمريکا ندادن که قبل از مرگ اون رو ببينيم. نيما و مزدا، بيژن رو از ۵ سال قبل از مرگش نديدن و اين بزرگترين لطمه ای بود که به زندگی ما وارد شد.

    [​IMG]
     
  14. AzhyDehAk

    AzhyDehAk مدیر بازنشسته کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آپریل 2006
    نوشته ها:
    0
    تشکر شده:
    0
    چه شاهكاري بود:happy:

    بچه ها راستي نسخه تصويري از اين كار روي CD يا DVD پيدا مي شه؟:rolleyes:
     
  15. Smiley

    Smiley Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏17 مارس 2003
    نوشته ها:
    623
    تشکر شده:
    0
    منم چند بار اومدم بپرسم گفتم ، دلم نيومد اسپويل بزنم چون خوب داشت پيش ميرفت ! بي اغراق بگم ...من جمله جمله اين تاتر رو از حفظم :happy: از بچگي عاشق شهر قصه بودم و شايد بيشتر از هزار بار گوشش كردم ...
    اگر دوستان فيلم يا ديويديش رو دارند من هم به شدت طالبم !
     
  16. live for what?

    live for what? مدیر بازنشسته مدیر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2006
    نوشته ها:
    9,016
    تشکر شده:
    368
    محل سکونت:
    Wish! In Your Mind!
    من هم دارم تصويريش رو! براي ساكن تهران ميتونم با پيك بفرستم اگه خواست
     
  17. جاوید ایران

    جاوید ایران مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2007
    نوشته ها:
    1,250
    تشکر شده:
    11
    محل سکونت:
    اسپادانا
    خیلی عالی است که دوستان پیرامون شهرقصه و نکات و زیبایی های این نمایشنامه هم داستان هستند. :happy:

    من خودم اولین بار این اثر را وقتی دبستان بودم بر روی کاست شنیدم. الان هم که خوشبختانه فایل صوتی آن در دسترس همگان است.
     
  18. Smiley

    Smiley Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏17 مارس 2003
    نوشته ها:
    623
    تشکر شده:
    0
    [​IMG] علي جان براي بخش شهرستان چي ؟
     
  19. Smiley

    Smiley Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏17 مارس 2003
    نوشته ها:
    623
    تشکر شده:
    0
    ممنون خواهر جان [​IMG] ببخشيد اينو ميپرسم ! دليل كپي نشدنش چي بود ؟ سي ديش خش داشت [​IMG]

    به خاطر موضوع و كاراكتر روباه ، هر چقدر كار بي سر و صدا تر انجام بشه بهتر هست ... حرفي از مشاركت زده نشده حالا اگر كسي خواست توي پي ام يه هماهنگ بشه ! به خصوص الان كه زوم كردن روي همين قضيه
     
  20. gisha32

    gisha32 کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    من میخوام چه باید بکنم
     
  21. neoboy2010

    neoboy2010 Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 فوریه 2007
    نوشته ها:
    14
    تشکر شده:
    0
    من هم میخوام تهران هم هستم
     
avanak همکاری در فروش عسل طبیعی و گرده گل ایرانیتبلیغات در گوگل