سایت ساز وبزیخرید بک لینک

خب،كه چي؟

شروع موضوع توسط boofbasir ‏9 ژوئن 2004 در انجمن گفتگوی آزاد

  1. boofbasir

    boofbasir کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 می 2004
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    ما زنده ايم. ميشه گفت مجبوريم كه زنده باشيم.من كه هر چي مي گردم،دليل خوب و قانع كننده اي براي زندگي پيدا نمي كنم.نه اين كه نخواهم زندگي كنم. نه. فقط دنبال يه دليل خوب هستم.ما چرا زندگي مي گنيم؟هرجوابي بديد،سوال بزرگي وجود داره كه زيراب همه چي رو ميزنه و اون اينه: "خب،كه چي؟؟؟" حالا من از زمين و زمان مي پرسم:"خب،كه چي؟؟؟" اگه جواب داريد،كمك كنيد.
     
  2. بازدیدیار - افزایش بازدید سایت و سیگنال های برندخرید بک لینک
  3. ghaboli

    ghaboli کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 آپریل 2004
    نوشته ها:
    50
    تشکر شده:
    0
    اين جور سئوال ها رو معمولا خانمها ميپرسن.
    جوابش اينه كه ما زندگي ميكنيم تا يه روزي پرچم اسلام رو تو ناف اسرائيل فرو كنيم...
    قانع كننده بود؟
     
  4. fotocopy

    fotocopy مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏9 جولای 2003
    نوشته ها:
    2,855
    تشکر شده:
    39
    محل سکونت:
    :D :D :D :D :D :D :D
     
  5. Queen_of_hearts

    Queen_of_hearts کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏7 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    163
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    Every where!
    ببين مى تونى يه كتاب بينش2 بگيرى و اونجا همه چى رو مفصل گفته!! ;)
    زندگى امتحانه! اگه زندگى نكنيم كه ممكنه يكى مثله من به خدا بگه چرا من رفتم جهنم اون هم مى گخ دلم خواست مى تونم!!! :blink:
    يه همچين بحثهايى هست كه جالب نيست ولى جوابه!
     
  6. iranvig

    iranvig کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2003
    نوشته ها:
    407
    تشکر شده:
    4
    ببینم تو روح این صادق هدایت نیستی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اسمتم که آره
     
  7. Queen_of_hearts

    Queen_of_hearts کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏7 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    163
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    Every where!
    بابا بى خياااااال!! ;)
     
  8. faridbahal

    faridbahal Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏22 دسامبر 2002
    نوشته ها:
    1,508
    تشکر شده:
    15
    محل سکونت:
    تهران بــــــــــــزرگ
    اگه نظر من رو ميخواي ما فقط زنده ايم! همين لازم نيست اتفاقي بيوفته ما فقط داريم زندگي ميكنيم اگر هم نخوايم خيلي راحت ميتونيم خودمون رو بكشيم
     
  9. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    8
    با تو نبود که کوئین.....آبرومونو نبر !
    میدونید......من یکبار یه جواب مفصل برا این تاپیک نوشتم ( اولین جواب هم بود ) بعد پستش نکردم .
    چون سبزینه دوست عزیزم گفته آیه یاس نخونید.
    ولی از آنجا که ما خیلی حرف گوش گن نیستیم چند کلومو بالاخره مینویسیم :
    ببینید، زندگی انسان اگر اهل فکر کردن باشید(بدور از پیش فرض هایی که به خوردمان داده و میدهند) ارزش خاصی ندارد. من نسل انسانها را مثل مورچه ها میدانم . ما یه مشت مورچه ایم . یه سریمون ناقص بدنیا میان یه سری زورمند ترن و اونچه که حق دیگران نامیده میشه رو میخورن و بعضا احساس و عواطفی هم داریم و اسم زندگی لولیدنی بغل همدیگه رم میزاریم تمدن و روابط اجتماعی - انسانی ....
    این سوال برای هر کسی که بخواد فکر کنه و ببخشید مثل گاو زندگی نکنه پیش میاد. برای بعضی آخر پیری پیش میاد و برای بعضی اول جوونی و برای بعضی هم اصلا پیش نمیاد(خوش بحالشون...)
    کلا با توجه به علائق و خصوصیات روحی آدم سیاست ها و دین های مختلفی هم بوجود اومدن و .......
    حالا اینکه این وسط آدم چجوری باشه مهم نیست . موضوع اینه که فقط هست . من اگر خدایی باشه شک میکنم به عدالتش با اینهمه بی عدالتی که در دنیاست. پس لزومی نداره بین ما اعتدال باشه مثل مورچه ها ! چیزی بنام حق وجود نداره چون میتونه ساخته و پرداخته ذهن یه سری آدم سودجو باشه .....
    مطلق گرایی هم که شاید بزرگترین و رنگ و رو رفته ترین کلاهی باشه که تو همه ادوار به سر آدمیزاد گذاشته شده و گذاشته میشه .
    در ضمن عامه مردم همیشه بد ترین کار ممکن رو میکنن ! :D البته ممکنه بگین خوب و بد وقتی طرف حق معلوم نباشه معنیش چیه ولی بدونید که خوب و بد هم مطلق نیستند. خوب و بد هم بنظر من اینطور تعریف میشن : بد کاریه که همیشه عامه مردم میکنن ! و خوب کار مخالف اونه ( حالا تو یه منطق فازی...0و1 جورای دیگشو خواستین بعدا میگم)
    بهمین دلایل و چند تای دیگه ....من درد این مشکلاتی که من و شما احساس میکنیم رو اونچیزی میدونم که این ملت بهش میگن زندگی اجتماعی .
    و سعی کرده و میکنم ازش دور بشم و زمانی هم ازش بکنم .
    افراد Social دورشون شلوغه و کمتر بفکر این مسائل می افتن. شاید اگر عقل داشته باشن تو پیری. شایدم هیچوقت.
    یانی میگفت همین که آهنگاش بین مردم وحدت بوجود میاره و خوشحالشون میکنه براش بسه و اون همینو میخواد تو زندگیش.
    یا افرادی دیگر که فکر میکنن برای خود یا جامعه شون(!) کاری کرده و میکنن.
    خوشبختی بهیچ وجه رضایتمندی از زندگی نیست. هیچوقت نمیشه کسی از زندگیش رضایتمند باشه چون دیگه نباید به زندگیش ادامه بده . فقط یک طرز فکر مطلق میتونه آدم رو به رضامندی از زندگی راضی کنه. مثلا این وعده واهی که اگر عبادت خدا رو بکنی اونم با روشهایی که اعراب میگن میری بهشت ! :D ( از 14 قرن پیش همینو میگفتن و الانم میگن همه مردم دنیا باید زبونشونو ول کنن وبیان به عربی نماز بخونن وگرنه نمیرن بهشت) این نوع طرز فکر(یا انواع مشابه اون) همه بخاطر علاقه آدم به آرامشه و وقتی جایی برای آویزون شدن نداشته باشی آرامش نداری ولی چرا باید به تخته پاره غیر قابل اطمینانی بنام دین تکیه زد؟؟
    آرامش برای فرد عاقل بدترین چیزه ! یعنی رفتی ته موهای خرگوش......یعنی دیگه نیازی نداری و به اونچه که میخواستی رسیدی و اون آرامشه. البته اینم بگم هیچ چیزی تغییری نمیکنه اگر اون فرد ( یا حتی میلیاردها دیگه) به اون دین اعتقاد داشته باشن یا نداشته باشن . همونطور که اونا که اعتقاد ندارن هیچ فرقی نمیکنه !" کلا هیچ چیزی با هیچ چیز دیگه فرقی نداره ! " فکرشو بکنید به همین راحتی ممکنه امشب یه زلزله بیاد(بزار مام دامن بزنیم به این شایعات) و مثلا سد کرج بشکنه و مثلا یه هو یه شبه 5 میلیون آدم تو تهران و کرج بمیرن. باور کنید این میتونه همون آبی باشه که شما از سر بازیگوشی تو 3 سالگی میریختید تو لونه مورچه ها !!! ما خیلی ضعیفیم و این ضعفمونو حتی قایم هم نمیکنیم و با یه پوشش ضایع بنام دین میخوایم ضعف خودمونو بپوشونیم. تفکیک روح و جسم از هم رو هم اصلا قبول ندارم . ایندو بنحوی جداناپذیر به هم وصلند. و فقط زمانی میشه گفت آیا زندگی بعد از مرگ وجود داره یا نه که خود شما تجربش کنی . من اصلا تعجب نمیکنم این گروههای جوونهای خودکشی کرده تو کاخهای عجیب رو میبینم تو آمریکا و جاهای دیگه.....اونام میخواستن امتحان کنن. همین !
    این موضوع رو از من قبول کنید.....حتی مومن ترین افراد هم در لحظه مرگ دارن به این فکر میکنن که دارن بکجا میرن؟ به میان تاریکی و سکوت و فنا.....(آنچنان که بنظر میرسه مورچه ای زیر پای آدمی میره!؟) یا به دنیایی دیگه شبیه یا ناشبیه به اینجا ! اینو از من بپذیرین(البته میدونید که اگر نپذیرین هم فرقی نمیکنه :happy: ) که حتی امام هم این شک رو در دل داشت . هر چقدر که عمری رو با شستشوی مغزی و باور های قطعی(و در عین حال واهی) زندگی کرده باشی به خودت(نمیدونم ..نفس ...روح هر چی دوست دارین اسمشو بزارین ) نمیتونی دروغ بگی و بگی نمیترسم.
    اینم از مشخصه های ذات آدمه.ترس از ناشناخته . این حرف هم لزوما قطعی و قابل تعمیم به همه کس و همه جا نیست.....هر چیزی استثنا داره ! آدم با توجه به اینکه گویا میتونه فکر کنه یه سری از مقتضیات ادمیزاد رو در آورده ......یکیش هم ترس از ناشناخته است....یکیش علاقه به آرامش.....یکیش دوری از آتش.......یکی علاقه به لذت بردن.....

    مشخص شد؟ حالا که چی؟؟
    چی خیال میکنی اینو مینویسی؟؟
    برا چی مینویسی ؟؟ این سوالیه که کسی میتونه از خود من هم بپرسه...من جواب میدم چون دوست دارم و فکر میکنم کار درستیه...شمام میتونی مشابه من یا غیر مشابه من فکر کنی...باز هم فرقی نمیکنه ! :p
    :wacko:

    میمونه اینکه پس چیکار کنیم ؟ :happy: خوب من تنها راهنمایی که میتونم بکنم اینه که هر کاری که دوست دارید! هر کاری که فکر میکنید بهش علاقه دارید . هر کاری که شما رو به لذت میرسونه . فقط میدونید که....تا وقتی در میان زندگی اجتماعی ملت هستید باید این کارها در چارچوب آنها باشه. وقتی هم که نبودید در هر چارچوبی که خواستید......
    یه سری چیزها هست که آدمو جذب میکنه(مختص وجودشه)مثلا موزیک......غذا......هنر............
     
  10. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    8
    عه ! چقدر زیاد شد.....امیدوارم بخونین....مطالب مهمی توش نوشتم ....البته اگر نخونین هم فرقی نداره....بخونین که چی ؟ نخونین که چی ؟
    :p
     
  11. Queen_of_hearts

    Queen_of_hearts کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏7 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    163
    تشکر شده:
    4
    محل سکونت:
    Every where!
    :lol: :lol:
    من بعدا مى خونمش فقط به خاطر تو!! ;)
     
  12. buf

    buf کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژانویه 2003
    نوشته ها:
    676
    تشکر شده:
    3
    من كه خيلي حالم بد شده تازگيا! به نظرم از عوارض اين شايعات اخير باشه. تو ناخودآگاهم اثر كرده انگار. همه ش مرگ و مرده جلو چشممه!
    يعني آخه اين عمر لامذهبم اين قدر كوتاهه كه آدم هر چي فكر مي كنه ... ميارزه واقعا؟؟

    تا يه هفته پيش اين بحثا رو بي كلاسي مي دونستما! چه م شده؟؟! :wacko: :wacko:
     
  13. saeedonline

    saeedonline کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏15 می 2004
    نوشته ها:
    46
    تشکر شده:
    1
    ببین اگه زندگی نبود ازرائیل و کادر مجرب خدا چطوری میخواسنت حقوق بگیرن بابا اون ها هم زنو بچه دارن ولی کوئین که کرده از اون بپورسید زندگی خوبه یا مرگ کویین جان بگو بچه ها استاد شن


    تا سیبیل هست زندگی باید کرد​
     
  14. iranvig

    iranvig کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2003
    نوشته ها:
    407
    تشکر شده:
    4
    به به آقا كاكو صدالمتعلهين ، كاكو بوعلي - كاكو خيامي ايول خوشمان آمد ، راستي كاكو از اين گروه خياميها خبر داري. زندگي خوب يعني دونت كئير(Dont Care) - اينشتين وقتي تئوري كوانتم آمد كه همه چيزي رو احتمالي بررسي ميكرد گفت : من باور نميكنم خدا براي هر چيزي تاس بريزه ولي باور كن زندگي هش تاس بازيه برنده واقعي اونه كه اصلا نتيجه واسش مهم نيست فقط ميخواد بازي كرده باشه.
    ولي وقت آخرين جملت رو خوندم كه گفتي :
    آخ گفتي كاكو سيبيلت رو از ته زدم اند لذته واسه من. :p
     
  15. boofbasir

    boofbasir کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 می 2004
    نوشته ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    از دوستاني كه مثل هميشه با مسخره بازي اين سوال بزرگ را پشت گوش انداختند تشكر مي كنيم.به همگي توصيه مي كنيم خوش باشيد.اما براي بقيه بايد بگويم من قصدم از نوشتن هدايت كسي نيست.من فقط خواستم يك بار ديگر آن سوال بزرگ بي جواب را يادآوري كنم.
    و اما كاكوي گرامي! نوشته ات را خواندم.اين كه ما به خاطر آرامش پيدا كردن سراغ دين مي رويم كاملا مشخص است. اما اين لزوما بد نيست. من كه نمي توانم از زندگي روزمره و يكنواخت شهري لذت ببرم يك منبع بي نهايت(و البته مبهم!) پيش روي خود قرار مي دهم و با ((حركت)) به سمت آن از بي هدفي و بي انگيزگي نجات پيدا مي كنم.و صد البته كه احتمال وجود چنين منبعي صفر نيست. اگر هم وجود نداشته باشد من چيزي را از دست نداده ام. اين مبهم بودن براي خداي من يك حسن است. چرا كه اگر مبهم نبود مرا به سكون مبتلا كرده و بعد از مدتي شايد دلم را مي زد.
    اما در پايان نوشته ات گفته اي
    مي پرسم چرا جذب مي كنه؟ چون خوب است.چون زيباست.و به قول فروغ:"و من چقدر از چيز هاي خوب خوشم مي آيد". بله ما از چيز هاي خوب خوشمان مي آيد.ومن قبل از اين كه مسلمان باشم و بيشتر از آن خوب پرست و زيبا پرست هستم. خدايي كه براي خود تعريف كرده ام خوبي و زيبايي محض است. اگر اين آن خدا نيست.من اين خدا را مي پرستم.نه خداي ناعادل و ظالم را. اما اميد دارم كه خداي من خداي واقعي باشد.
     
  16. iranvig

    iranvig کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2003
    نوشته ها:
    407
    تشکر شده:
    4
    عزيز دل اولا ناراحت نشو بلاخره حداقلش اينه كه جواب داديم. دومش سوال بزرگ رو از آدمهاي بزرگ ميپرسن اينجا همه ما (بخصوص خودم) كوچيك بقيه هستيم-پس بزرگ نداريم.سومش من يكي نوكر اين خيام هستم كه اون وقتي كه اروپاييا داشتن سر تخم مرغ همديگر رو ميكشتن خرد گرايي رو به همه نشون داد -دكارت هم سوسكش نيست و ميگه :
    اي آمده از عالـم روحاني تـفـت -- حيران شده در پنج و چهار و شش و هفت
    مي نوش نداني ز کـجا آمده‌اي -- خوش باش نداني بکجا خواهي رفت

    من خوشم كه ميدونم فقط همين الان واسم هست يك ثانيه بعد ديگه اونم ممكنه نباشه.
     
  17. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    8
    مرسی از اشکان بخاطر نوشتن سیبیل من ! :) من اگر بدونم تو رو خوشحال میکنه ....اممم....میزنمش..امممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم...........به دیفال ! :happy:
    داش بوف »
    ببین عزیز..فکر نکن چیزی رو از دست نمیدی....چرا....اتفاقا یه چیزی که بعدا متوجهش میشی ارزش ازاد اندیشی و کسری از عمرته که آزاد و بدور از پیش فرض زندگی کردی...تو داری اونو از دست میدی .
    دیم :
    زندگی Engineering Problem نیست که من بخوام با جبر و احتمال حلش کنم . ممکنه بعضی جاها برا تقریب به ذهن یه مثال ریاضی بزنیم ولی زندگی آدم از چیزی که دوره Regularity اه ! هیچکس نمیتونه مدل کنه آدم رو پروسه فکر کردن رو پروسه حل یک مسئله ریاضی رو پروسه بیاد آوردن رو......خوب؟
    شما متاسفانه به شاه کلید مطلب من توجه نمیکنی : خدا ساخته و پرداخته ذهن هر فرد است.اینم مدرکم :
    میبینی ؟ ما چون نمیتونیم خدایی که دیگران تعریف کرده اند رو بپذیریم(میشه سر دلیلش بحث کرد...) برای خودمون خدا "تعریف " میکنیم. ببین عزیز. تعریف کردن خدا بهتر از قبول کردن یه خدا که دیگران همه ببخشید مثل بز از همدیگر تقلید میکنن و میپرستنش شاید بهتر باشه.....ولی فرق چندانی نداره !
    هومن یه زمانی یه جمله خیلی خوب تو امضاش بود با این مضمون :
    The Most Important thing in life is to Find out you're Completely Alone
    and there's no one other
    the sooner you got it the better you'll manage
    این مفهوم بود نه مضمون.گرفتی ؟ زمانی میرسه که از خدای ساخته و پرداخته خودت خسته میشی.....میگی اگر من نساختمش پس از کجا اومده اگر هم جنس من نیست چجور داره ارتباط بر قرار میکنه...بعد میری سراغ ورودی ها و خروجی ها ......

    ببین بصیر جون . از علاقه ات به این بحث نتیجه میگیرم که هنوز داری فکر میکنی....پس اگر اینجوره بدون که اگر اون خدا رو یک بار بشکنی.....اگر دوباره ساخته شد خداست ! و اگر نه ساخته توست و باید دوباره شکستش....نه به این امید که خدای واقعی به تو رو کنه...نه.....بلکه به این امید که شاید راه تو در دنبال خدا گشتنه...
    درباره شخص من ....اینطور نبوده.....من هویتی برای چیزی قائل نیستم . نه خودم و بنابر این نه خدای خودم . میدونم این دنیا یه دروغ بزرگ بیشتر نیست. خوش بحال کسائی که بدون فکر این قرصو میبلعن ولی اگر بخوای تهشو دربیاری که این چیه بعد بخوری میرسی اینجا که ما(من) الان هست(ی)م. میفهمی؟ کسی که سوال کنه تا آخرش سوال میکنه. اگرم سوال نکنی بالاخره یا یه مسیحی خوب اعتراف کن 1 شنبه کلیسا برو میشی یا یه مسلمون همیشه عمر دنبال خدا بگرد که تعدادی زنبور ملکه دارن شیره وجودشو وقتی دنبال هدفش میگرده میمکن و از اون تغذیه میکنن .
    شما اگر میخوای مثل اونها فکر کنی و فقط یک روکش روشنفکرانه روش بکشی اینکارو بکن ولی من بهت میگم که فکر نکن امتحانش مجانیه......................مجانی نیست......................
    در کل همونطور که در احادیث قدسی اومده تفکر در باره چیزهای بینهایت مخ رو مختل میکنه. بهتره سراغ اینها نرفت. چون ما تصور و دسترسی نداریم . درباره چیزهای غیر بینهایت هم تمام روابط مبتنی بر سنسورهای حسی و عموما بدنی ماست(حتی تله پاتی! ) بنار این شدیدا زیر سواله بخاطر غیر قابل اعتماد بودن حواس...مثال نزنم دیگه..کور رنگی و ...
    دیگه چی میمونه ؟ هیچی ! ما حتی تصور درستی درباره ماهیت خودمون هم نداریم . پس میمونه : یک فکر سرگردان در میان دریایی از ؟؟؟های ناشناخته و نامعلوم ....ممکنه همه این ؟؟؟ ها هیچی(null) باشن ! ممکنه فکر های سرگردان دیگری باشن....
    می بی نی....وقتی بخوایم تو ادبیات من حرف بزنیم چیزی برای گفتن نیست........

    من فقط یه چیز میدونم : بعضی وقتا یه چیزی به ادم میگه چیزی خوب یا بده . من طبق اون رفتار میکنم. حس نیست...فرشته و خدا و ... هم نیست (میشه هر اسمی روش گذاشت) . میتونه خود من باشم میتونه هیچی نباشه....!.... من همیشه میگم هر جور که هستی باش خوب باش !
    "خوب " هم...... کسی نه میتونه به خو دش دروغ بگه و نه میتونه عوضش کنه خوب هر کسی چیزی است(نسبی) اگر بهش عمل کرد پشیمون نمیشه !....................... اینم جزو اقتضائات آدمه !

    کلا این مباحث مباحث Confusing و در کل بی فایده ایه . هر کس جوریه و خوب....هست دیگه...چه دلیلی داره بخوایم آرامش ته موهای خرگوشی ها رو بهم بزنیم ؟ اگرم کسی ته نیست........نمیدونم ! چه دلیلی داره بخواد دنبال راه حلهای مشابه دیگران بگرده ؟ .......................... من شخصا فکر کنم میدونم چی کار دارم میکنم . شمام بهتره یه روشی رو پیش بگیری و مثل یه سیگار بکشیش ! همین ! مهم نیست با چوب سیگار یا با فیلتر یا بی فیلتر.....بدمی یا بکشی....مهم نیست مهم اینه که آتیش که زده شد تا تهش میسوزه و میره.....ممکنه تو تو کف فیلتر باشی و یه دود هم نگیری......!
    تنها چیزی که برای هر فرد مشخصا برای خودشه وقته که داره میره.....از دستش نده ! من مثل اشکان نمیگم حال دنیا رو بکن.....هر جور دوست داری حال کن ......فقط حال کن . نزار این سیگاره حالتو بگیره.....چون چیزی غیر از اون نیست و دومی هم (گویا) نداره !

    فقط خدا کنه محسن اینجارو نبینه.....:happy: ...کلمو میکنه !!
    حالا بکنه یا نکنه چه فرقی میکنه ؟؟ :lol: میبینید؟؟ این سوالو همیشه میشه پرسید.....
     
  18. iranvig

    iranvig کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏22 می 2003
    نوشته ها:
    407
    تشکر شده:
    4
    كاكو خداييش اند فلسفه اي.
     
  19. Kako

    Kako کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏18 اکتبر 2003
    نوشته ها:
    1,160
    تشکر شده:
    8
    مخلص..كوچيك رفقا و يه گوگوري مگوري ايم بابا ! فلسفه چيه ؟؟
    اميدوارم دوستمون هم خوشش بياد !
     
  20. Sabzine

    Sabzine Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏11 نوامبر 2003
    نوشته ها:
    112
    تشکر شده:
    142
    محل سکونت:
    تهران

    خب ... اممم ... آقا ما كه اينجارو نديديم ! :D
    بعدشم : محسن شيكر ريخته تو شربت و خورده ! چاكر كله ي مو بور سردار (!) راشد رشيد ( ي ) !
    نه بابا ما داريم فيض جميع و عظيم مي بريم و مياريم و خالي ميكنيم ( كرايه خطي ها و وانتها رفته بالا ميصرفه :happy: )
    خيلي خوشحالم ياسر جان كه مثل هميشه سنگر رو حفظ ميكني و نميذاري اينجور بحثها
    تو فوروم در هاله ي انزوا و بي توجهي بمونه ! بحث كاملا مفيديه ! خيلي مهم نيست كه آخرش چي ميشه
    ... چون نظر همه محترمه , مهم اينه كه همچين بحثي بالاخره داره انجام ميشه ....
    ( با توجه به دستورات اكيدا مطلقا ممنوع ياسر جان و ديگر مسائل , ما اسكوت رو رعايات تو سري خور حكام ان ! :blink: )
    :)
     
  21. buf

    buf کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژانویه 2003
    نوشته ها:
    676
    تشکر شده:
    3
    داش كاكو! منظورتو از "از دست دادن آزاد انديشي" نگرفتم... يعني چه جوريا؟ رفتم افاضات خودمو هم يه بار ديگه خوندم، چيزي دستگيرم نشد.


    و اما خدا:
    من اول خدا داشتم. همين خداي مسلموني كه تو كتاباي ديني هست. بعد گم شد _ اواخر 14 سالگي.
    بعد، دوباره اومد. خودش اومد... ولي كلي عوض شده بود. الان نمي دونم اصلا چي هست، ولي دلم مي خواد كه باشه. اصلا يه خداي دليه. وگرنه با منطقم هيچ جور درنمياد.

    فكر مي كنم خيلي بي انصافيه تو اين دنياي بي در و پيكر ، بي صاحاب ول شده باشيم!

    فقط چيزي كه خيلي حرصمو درمياره اين خداي ترسناك تزريقي دوران بچگي مه، كه هي خودشو با اين خدا جديده قاطي مي كنه. بعد هي من بايد بيام بكشمش بيرون. يعني بايد "ناخودآگاهم" تبديل به "خودآگاه" بشه، و اين عذاب آوره...
     
خرید و فروش ارزهای الکترونیکیخرید و فروش اتوماتیک ارزهای الکترونیکی عسل طبیعی و گرده گل ایرانی