آژانس هواپیمایی
pop up

The Suffering

شروع موضوع توسط Don Thomas ‏7 آگوست 2007 در انجمن معرفی بازی

  1. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام دوستان عزیزم

    [​IMG]

    من دیروز مشغول انجام این بازی شده ام . ( به نظر می آید که بازی ترسناکی باشد !!! ) :eek:

    اگر شما نیز تمایل به همراهی دارید ;) می توانید این بازی را نصب کنید و قدم به قدم پیش برویم :cool:

    ادامه توضیحات در پست های بعدی . . . . .:f34r:

    موفق باشید .

    ***** ***** *****
     
  2. aiat_gamer

    aiat_gamer کاربر فعال بازیهای کامپیوتری کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2007
    نوشته ها:
    501
    تشکر شده:
    4
    خیلی بازی قشنگیه.یکی از بهترین بازی horror که من بازی کردم با یه داستان توپ!
    سه جور هم تموم می شه.
     
  3. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    این خیلی خوبه , پس اگر در ادامه به مشکلی برخورد کردم , حتما شما کمک می رسانید .:rolleyes:

    *** *** *** ***

    خب من بازی رو ادامه می دهم , :cool:
    الآن به قسمتی رسیده ام که با آن پلیس همراه شدم و در وسط راه , چندین بار با آن موجودات " بد ریخت و قیافه " مبارزه کردم !;)

    متاسفانه آن پلیس از بین رفت و توسط همان موجودات کشته شد , :(
    حال من تنها مانده ام .:eek:

    تنهای تنها ! با یک اسلحه و یک چراغ قوه !!!:f34r:

    *** *** *** ***
     
  4. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام دوستان شجاع من !!! :blink:

    این بازی به قدری ترسناک است که من نمی توانم بیشتر از چند دقیقه , آن را انجام بدهم .:(

    هر لحظه حس شک و ترس به روح آدم وارد می شود ! [​IMG]
    مخصوصا اون لحظه هایی که , نمی دونم آیا چیزی به یاد این شخصیت می آید یا نه , خلاصه تصویری نا مفهوم به ذهن این شخصیت وارد می شود و تصاویری را مشاهده می کند که پر از خون و . . . است .

    این نکته رو فراموش نکنم بنویسم که , از بعضی درها که وارد می شوم ,ناگهان تصویر حالت اسلوموشن پیدا می کند و صدای یک " هیولا " به گوش می رسد .

    نکته ای دیگر که امروز متوجه شدم , با فشردن کلید ctrl از صفحه کلید , دوربین از حالت سوم شخص به حالت اول شخص تبدیل می شود .

    عجب اسلحه ای دارم , فعلا ! [​IMG]

    خیلی ترسناکه , خیلی !!![​IMG]

    فعلا از آن اتاقی که گازهای سمی در آن آزاد شده بود , فرار کرده ام .

    پ ن : نمی دانم آن روحی که در رو بر روی من در آن اتاق بست , کی بود ؟؟

    فکر کنم تا همین قسمت حدود 10 تایی save زده باشم .:wacko:

    ** ** ** ** ** ** ** ** ** **
     
  5. SoheilStar

    SoheilStar Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آپریل 2005
    نوشته ها:
    2,825
    تشکر شده:
    25
    محل سکونت:
    Karaj
    من اینو خیلی وقت پیش بازی کردم فکر کنم دو تا شماره باید داشته باشه
    این همونه که اول از توی زندان شروع میشه؟ ییهو جک و جونور از سقف در میان؟
    بازیش قشنگه ولی دیگه این قدر ها هم ترسناک نیستش.
     
  6. aiat_gamer

    aiat_gamer کاربر فعال بازیهای کامپیوتری کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏12 جولای 2007
    نوشته ها:
    501
    تشکر شده:
    4
    فقط این رو بگم که تو اون قسمتهایی که صدای یک زنو هیولا میاد و ازتو می خوان کاری رو انجام بدین انتخاب +یا -نوع پایان بازی رو مشخص می کنه.البته یه پایان دیگه هم هست که از ترکیب انتخابهای +و- بدست میاد.
    اون قسمتهای اسلوموشن هم در مورد اتفاقی که قبلا اونجا افتاده صحبت می کنن.متاسفانه باید زبانتون قوی باشه تا بشه کامل داستان رو فهمید.

    با نظرتون در مورد ترسناک بودن هم موافقم.این بازی شاید به ترسناکی silent hill نباشه(چون تو بازی معمولا به اندازه کافی ammo و health هست )ولی یکی از بهترین صحنه پردازی ها رو داره.فقط حیف که شماره 2 اصلا جالب در نیومد
     
  7. boxilink
  8. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    ایول سهیل جان .[​IMG]
    کجایی , دلم برایت تنگ شده بود , رفیق .[​IMG]
    آره , خودشه !
    عجب !! من که با ترس و لرز چند دقیقه ای بازی رو انجام می دهم و سریع خارج می شوم .
    شایدم چون من در تاریکی محض و سکوت حاکم بر یک اتاق , تنهای تنها , این بازی رو انجام می دهم , اینقدر ترسناکه !!!
    شاید هم چون سن و سالم کمه ! ( 17 سال ) !!!

    ** ** ** ** ** ** ** ** ** **
    از راهنماییتون ممنون .:rolleyes:

    در این مورد مشکلی نیست ! چون سه چهارتایی فیلم و بازی رو خودم ترجمه و با کمک دوستانم دوبله کرده ایم .:cool:
    شماره دو هم داره ؟
    فکر کنم اگر از ترس نمردم ! شماره 2 رو هم انجام . . . .
    [​IMG]
    ** ** ** ** ** ** **
     
  9. amd>intel

    amd>intel مدیر بازنشسته

    تاریخ عضویت:
    ‏12 می 2005
    نوشته ها:
    6,463
    تشکر شده:
    14
    محل سکونت:
    SILICON CITY
    تونستي save ها رو برا منم بذار . مرسي
     
  10. killer-star

    killer-star کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏13 فوریه 2006
    نوشته ها:
    295
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Shz-Dxb
    سلام
    عزیز مرحله ها رو میخوای ؟؟؟
    فکر کنم من داشته باشم !! البته فکر میکنم !!!!
    من چقدر از این بازیا بدم میاد نمیدونم چرا ! هنوز نزدیکه زندانم :D نمیدونم چ باید کرد!!!!
     
  11. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    خب دیشب هم چند قدمی این بازی رو انجام دادم .:blush:

    از راه پله ها به پایین رفتم و checkpoint بعدی رو شروع کردم .

    الآن اون جایی هستم که , یک تکه فیلمی پخش شد و آن مرد نکاتی رو عنوان کرد .:cool:

    البته قبل از اینکه فیلم به نمایش در بیاید , مردی در مسیر سیمهای برق بود که توسط آن روح سبز رنگ , کشته شد ! :(

    ادامه دارد . . . ;)

    ** ** ** ** ** **
     
  12. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    خب دیشب که بازی رو ادامه دادم , به منبع نوری رسیدم که

    با فشردن کلید C می توانستم خودم رو به یک هیولای وحشت ناک تبدیل کنم ( خیلی ترسناک بود ) !!!:f34r:

    بازی رو ادامه دادم , تا به مرحله ای رسیدم که با آن هیولای بزرگ که روی شانه هایش , یک مسلسل داشت روبرو شدم !:cool:

    در یک نبرد تن به تن , توانستم با همان اسلحه کمری که در دست داشتم , آن غول رو شکست بدهم . ( خیلی هیجان انگیز بود ) .

    ادامه دارد . . .


    *** *** *** ***
     
  13. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    در ادامه دو نکته رو متوجه شدم !

    1. هر موقع با در بسته ای مواجه شدید می توانید از کپسولهای گاز اطراف آن درها استفاده کنید , و با چند بار شلیک به آنها , و منفجر شدن آنها , راه برای شما باز خواهد شد .

    2. هر موقع احتیاج شد , شما می توانید خود را به هیولا تبدیل کنید و از قدرت او استفاده کنید .


    ولی هنوز این نکته رو متوجه نشده ام که چگونه می توان خط سلامتی , هیولا را افزایش داد .؟؟!! :blink::blink:

    شاید به همین زودیها کشف کردم ! ;)

    ** ** ** ** ** ** ** ** ** **
    :cool:
     
  14. avajang.com .leftavajang.com.right
  15. FABEL

    FABEL کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏11 فوریه 2007
    نوشته ها:
    9
    تشکر شده:
    0
    دوست گرامی این بازی ماله 2 سال پیش و دیگه زیاد مد نیست ... هر چند از داستان بالا و طرح ریزی کارهای مکانیزمی خوبی بهره مند ولی دیگه جذابیت کافی رو نداره به این دلیل که نسل قبل به حساب میاد !!
     
  16. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام
    در این مورد کاملا حق با شماست :cool:

    دقیقا یکی از دلایل انجام این بازی , همین مواردیست که شما عنوان کرده اید ;)

    تنها دلیل انجام آن توسط من , همین نکته ایست که شما مطرح کرده اید . و چون قبلا فرصت انجام آن را نداشتم , حال این بازی رو در کمال آرامش تا پایان انجام می دهم :rolleyes:

    ** ** ** ** ** ** **
     
  17. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام دوستان .

    در ادامه , وارد اتاقی شدم که در پشت سرم , قفل شد ! :blink:و من در اتاق به تله افتادم :eek:,

    البته جای نگرانی نیست :cool:, چون به مانیتور موجود در آن اتاق نگاه کردم و کلید Alt را فشردم و فیلمی را مشاهده کردم ,

    و بعد از مشاهده آن فیلم , ناگهان قفل موجود بر آن در , ازبین رفت و من دوباره آزاد شدم .:f34r:

    بالاخره به محوطه بیرون از این زندان لعنتی هم رفتم .
    نکته جالب توجه , سرد بودن هوای بیرون بود , این را از بخوار دهان شخصیت تحت کنترل خودم , فهمیدم .:D

    در راه با یک زندانی ملاقات داشتم که مسیر را به من نشان می داد ,

    از من خواست تا به دنبال او بروم ! تا به ساختمانی دیگر وارد شوم .:eek:

    ادامه دارد . . . . . .

    *** *** *** *** ***
     
  18. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    راه رو با آن زندانی ادامه دادم .:eek:
    واقعا بعضی جاها خیلی به درد بخور بود و کلی از اون موجودات وحشت ناک رو نابود می کرد .:cool:

    در داخل زندان , موجوداتی رو ملاقات کردیم که از داخل آب و خونهای روی زمین به وجود می آمدند , و به وسیله آن آمپولهای سمی , می توانستند من رو زمانی که به هیولا تبدیل می شدم , دوباره به حالت اولیه بازگردانند .:(

    یک صحنه خنده دار که در بازی اتفاق افتاد , زمانی بود که همراه من داشت به خونهای روی زمین نگاه می کرد و او خم شد تا ببیند این خونها چرا تکان می خورند !
    ناگهان یکی از همان موجودات از داخل خونها به بیرون پرید و او را گرفت , این همراه بیچاره من هم , از ترس , آنچنان فریاد زد که بیا و ببین !!! :lol::lol::lol:

    خلاصه به حمامی رسیدیم که فقط یک راه خروجی داشت , و آن راه هم , آتش گرفته بود .:f34r:

    برگشتم تا به دنبال راه دیگری بگردم که متاسفانه , در راه دچار برق گرفتگی شدم و . . . :hmm:

    دوباره شروع کردم ,
    این رو بگم که در مسیر , با زنی ملاقات داشتم که فکر کنم زن این شخصیت بود ! :D

    کمی گفت گو و ناگهان دو عدد از آن موجودات بدریخت ! بر سرم فرود آمدند , البته من با قدرت هیولا شدنم , بر همه آنها پیروز شدم .

    خوب قدرتیه , خووووب .:cool:

    دوباره برگشتم به همان راهی که آتش گرفته بود !

    کمی به اطراف نگاه کردم و متوجه شدم که یک شیر آب , آن نزدیکی می باشد و من هم آب را باز کردم , و دیدم که آب از همان دست شور خارج شد و بر روی آتش ریخت و آن آتش خاموش شد ! به همین راحتی . . .

    بالاخره از داخل زندان به بیرون از زندان راهی یافتیم و کمی مسیر را ادامه دادیم , تا اینکه با 3 نفر زندانی دیگر ملاقات کردیم و . . .

    ادامه دارد . . . . .

    ** ** ** ** ** ** ** **
     
  19. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    داشتم با آن سه نفر صحبت می کردم که ناگهان با دوست من به توافق نرسیدند و نمی خواستند که همراه ما بیایند !
    به ناچار با آنها گلاویز شدیم و یک جنگ هیجان انگیز صورت گرفت !! :lol:

    من هم به شکل هیولا تبدیل شدم و آنها را . . . . :f34r:

    نکته جالب توجه این بود که زمانی که آن همراهم مرا با این قیافه می دید , جلوی چشمانش را با دستانش می گرفت و به من می گفت " این دیگه چیه , لعنتی " و اگر ضربه ای به او می زدم به من فحشهای . . . می داد .

    دیشب , خیلی وقت صرف کردم تا بالاخره فهمیدم که آن جعبه موجود در حیات را باید به کنار دیوار برسانم تا بتوانم از آن بالا بروم , و از روی سقف آن اتاقک , به روی راهرویی فلزی بروم !

    سپس راه پله را برای همراهم به پایین فرستادم تا او هم به من ملحق شود .:cool:

    این مسیر را ادامه دادم تا به دری آبی رنگ رسیدم و داخل اتاق که شدم , یک چکپوینت دیگر ذخیره شد .

    ادامه دارد . . . .
    ;)
    ** ** ** ** ** ** **
     
  20. mostafa_gm

    mostafa_gm Registered User

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آپریل 2005
    نوشته ها:
    1,719
    تشکر شده:
    231
    محل سکونت:
    My House
    پس ادامه اش چي شد؟
    نكنه موجودات اهريمني كارت رو ساختن؟!
     
  21. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    با سلام
    چند روزی فرصت انجام بازی رو نداشتم ولی این کار را ادامه می دهم .;)

    ** ** **
    هان !
    ببخشید , بله !!
    هنوز به دنیا نیامده شخصی که بتواند کار مرا بسازد .!!! ;)

    در کل از این جملتون , خیلی خوشم آمد .:lol:

    ** ** ** ** ** ** **
     
  22. Don Thomas

    Don Thomas کاربر تازه وارد

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئن 2007
    نوشته ها:
    530
    تشکر شده:
    1
    محل سکونت:
    Lost Heaven
    سلام دوستان

    دیشب که بازی رو انجام دادم , به قسمتي رسيدم که دونفر را وارونه به سقف آویزان کرده بودند ! :blink:

    می خواستم آنها را نجات بدهم که ناگهان یک مرد قوی هیکلی , با مسلسل آنها را . . . . . .:f34r:

    ناگهان هدف او , من شدم و به همراه 10 نفر دیگر به سمت من شلیک اسلحه را گرفته و . . .

    خلاصه من هم خیلی سریع , به هیولا تبدیل شدم و آنها را از بین بردم !!!!!;)

    البته برای اینکه آن مرد , را بکشم ! می بایستی از طبقه دوم و از آن نورگیر شکسته , به داخل اتاق بپرم !
    در این مسیر , با تعدادی دیگر از افراد او درگیر شدم و با شلیک گلوله آنها را تکه تکه کردم !!!!

    با او روبرو شدم و پس از یک تیر اندازی شدید , او را از پای درآوردم و پیروز میدان شدم !:lol:

    داشتم نفس راحتی می کشیدم که ناگهان سنگینترین و وحشتناک ترین , جنگ تا آن لحظه , بین من و تعداد بیشماری از آن موجودات اهریمنی چنگک به دست , شروع شد !

    در این بین موسیقی بازی هم دیگر یک مکمل حسابی شده بود و من هم با تبدیل شدن به هیولا , به شدت با آنها مبارزه می کردم !!! :cool::cool::cool::cool:

    بالاخره تمام شد و ایندفعه پس از بازکردن درب جلویی , به چکپوینت بعدی رسیدم و از بازی خارج شدم .:D

    ادامه دارد . . . .

    ** ** ** ** **